محمد صادق على خان
67
مخازن التعليم ( فارسى )
ثانى مغلوب و ضعيف مىباشد پس برين ممتزج طعم يا رايحه يا رنگ اين مفرد غالب مىبود و كيفيت حرارت و برودت تابع مفرد ديگر مىباشد مثال اين غلطى اين است كه در يك رطل شير دو مثقال فرفيون ممزوج كرده شود پس اين مركب با وجود سفيدى رنگ نهايت حار مىباشد و پر ظاهر است كه سفيدى برائ تمام ادويه نيست بلكه برائ دواى واحد كه شير است موجود است وجه چهارم سرعت انفعال دوا و بطوء آنست بدانكه چيزى كه بر كيفيت دوا دلالت مىكند سرعت انفعال از حرارت و برودت و بطوء او از آنست و وجه اين آنست كه دو جرم هرگاه در لطافت و كثافت و تخلخل متساوى باشند پس هركدام كه قبول اشتعال زودى كند جز نارى درو اكثر است و نيز هركدام كه قبول تاثير حرارت و برودت به زودى كند آن كيفيت درو قوىتر از ديگر است به شرطى كه قوت مؤثر و متاثر متساوى باشد طريق دوم در بيان خواص ادويه مفرده بحروف تهجى و آن متضمن بر بست و هفت فرسخ است فرسخ اول در حرف الالف ابريسم بكسر اول و ثالث و فتح سين مهمله به فارسى ابريشم گويند و در هندى ريشم نامند لعاب كرم است كه بر خود مىپيچد در اول گرم و خشك است بغايت مقوى دل و روح طبعى و باه و جهت خفقان و ضعف معده و ريه و آب مطبوخ او با شكر جهت نيكو كردن رنگ رخسار نافع و محرق او مضر گرده و مصلحش اسارون و قدر شربتش از يك درم تا سه درم و بدلش مرواريد سوخته شسته است و بهترين طريق استعمال ادريزه ؟ ؟ ؟ بمقراض كردن است اترج به فارسى بالنگ و ترنج و بهندى بجورا گويند و پوست او در دوم گرم و خشك و تخمش در اول سيوم گرم و در